شرایط اجازه پدر برای ازدواج دختر

20130620105314_قوانين و مقررات مربوط به شرایط ازدواج با اتباع بیگانه

آن چه از قدیم بوده و تا حالا ادامه داشته اجازه پدر برای ازدواج دختر بوده است در این جا شرایط این اجازه را بیان می کنم

«دختر نگران و هراسان نزد رسول اکرم(ص) آمد و گفت: یا رسول ا… از دست این پدر … پیامبر(ص) فرمود: مگر پدرت با تو چه رفتاری داشته است؟ دخترک گفت: برادرزاده ای دارد و بدون آن که قبلا نظر مرا بخواهد، مرا به عقد او درآورده است. پیامبر(ص) فرمود: حالا که چنین کرده است، تو هم مخالفت نکن و زن پسرعمویت باش.

به پیامبر(ص) عرض کرد: یا رسول ا… من پسرعمویم را دوست ندارم چگونه همسر کسی بشوم که دوستش ندارم؟

پیامبر فرمود: اگر او را دوست نداری هرکس را دوست داری به شوهری انتخاب کن. دختر گفت: اتفاقا او را خیلی دوست دارم و جز او کسی دیگر را دوست ندارم و زن کسی غیر از او نخواهم شد اما چون پدرم بدون آن که نظر مرا بخواهد این کار را کرده است، عمدا آمدم با شما سوال و جواب کنم تا از شما این جمله را بشنوم و به همه زنان اعلام کنم از این پس پدران حق ندارند سر خود هر تصمیمی که می خواهند بگیرند و دختران را به هرکس که دل خودشان می خواهد، شوهر دهند.»

این ترجمه روان و ساده روایتی بود که شهید مطهری در کتاب نظام حقوق زن در اسلام آن را نقل کرده و صاحب جواهر نیز در «جواهرالکلام» آن را از اهل سنت روایت کرده است. (جواهر ج٢٩ص١٧٧)

با وجود این که از نظر اسلام دختر بالغ و رشید همانند پسر بالغ و رشید در مسائل مالی و اقتصادی استقلال دارد و فقهای شیعه براین امر تصریح کرده اند، اما درمسئله ازدواج و انتخاب همسر از گذشته این بحث مطرح بوده است که آیا در ازدواج دوشیزه بالغ و رشید، اذن پدر یا جد پدری شرط است یا نه؛ به بیان دیگر آیا دختر دوشیزه ای که برای اول بار می خواهد ازدواج کند، می تواند بدون اجازه پدر یا جد پدری ازدواج کند یا این که درستی عقد ازدواج او منوط به اجازه یکی از آن دو است؟

البته فرض مسئله در جایی است که پدر یا جد پدری زنده باشند و دسترسی به آنان نیز ممکن باشد و بدون دلیل مانع ازدواج دختر خود با هم کفو نشوید.

اما در صورتی که یکی از این شرایط مفقود باشد، شکی نیست که رضایت و اذن خود دختر در امر ازدواج کفایت می کند و از نظر فقه اسلام نیازی به کسب اجازه از مادر یا برادر بزرگ تر و یا دیگر اقوام و خویشان نیست. از طرف دیگر در هیچ حالتی پدر یا جد پدری نمی تواند بدون رضایت دختر او را شوهر دهد و حتی فقهایی که اذن پدر را لازم می دانند، رضایت دختر را نیز ضروری می شمارند.

لزوم کسب اجازه در عقد ازدواج دختر بالغ و رشید در فقه شیعه مورد اختلاف بوده و روایاتی نیز درباره هر دو نظر وارد شده است. این بحث در کتاب های فقهی تحت عنوان «اولیای عقد» مطرح می شود و در ذیل آن فروعات و فرضیات مختلف مسئله مورد بررسی قرار می گیرد.

صاحب جواهر در جلد ٢٩ جواهرالکلام صفحه ١٧٤ می نویسد: «فهل تثبت ولایتهما علی البکر الرشیده؟ فیه روایات اظهرها سقوط الولایة عنها و ثبوت الولایة لنفسها» آیا ولایت پدر و جد پدری بر دوشیزه رشیده ثابت است یا نه؟ در این باره روایات مختلف است. ظاهرتر آن است که ولایت آن دو بر دختر ساقط است و او بر امر ازدواج اختیار و استقلال تام دارد.

با این حال بسیاری از فقهای معاصر و امروز اجازه پدر یا جد پدری را در ازدواج دختر بالغ و رشید شرط دانسته اند و برخی به آن فتوا داده و برخی احتیاط واجب گفته اند.

امام خمینی(ره) در تحریرالوسیله می فرماید: احتیاط در استیذان از هر دو است. آیت ا… خویی(ره) هم اجازه را احتیاط واجب دانسته است.

آیت ا… سیستانی نیز گفته است: رشیده باکره که متصدی امور زندگانی خود نباشد، باید از پدر یا جد پدری اجازه بگیرد بلکه بنابر احتیاط واجب اگر خود متصدی زندگانی خویش باشد نیز باید اجازه بگیرد.

آیت ا… مکارم شیرازی هم پیشتر نوشته است: احتیاط آن است که با اجازه پدر یا جد پدری ازدواج کند. فقهای دیگر نیز بر کسب اجازه از پدر یا جد پدری به صورت احتیاط واجب یا فتوا نظر داده اند.

فلسفه اذن پدر

برخی از گذشته به این فتوا ایراد گرفته و از آن چنین استنباط کرده اند که ولایت پدر بر دختر بالغ و رشید و لزوم کسب اجازه در ازدواج از او، به معنای ناقص دانستن و قاصر شمردن زن است.

شهید مطهری در کتاب نظام حقوق زن در اسلام به این نکته پرداخته و نوشته است: فلسفه این که دوشیزگان لازم است یا حداقل خوب است بدون موافقت پدران با مردی ازدواج نکنند، ناشی از این نیست که دختر قاصر شناخته شده و از لحاظ رشد اجتماعی کمتر از مرد به حساب آمده است، اگر به این خاطر بود چه فرقی است میان بیوه و دوشیزه ای که بیوه ١٦ ساله نیاز به موافقت پدر ندارد اما دوشیزه ١٨ ساله نیاز به موافقت دارد؟ به علاوه اگر دختر از نظر اسلام در اداره کار خودش قاصر است، چرا اسلام به دختر بالغ و رشید استقلال اقتصادی داده و معاملات چندصدمیلیونی او را صحیح و بی نیاز از موافقت پدر یا برادر یا شوهر دانسته است.

استاد مطهری در ادامه دلیل این امر را به روان شناسی زن و مرد مربوط دانسته است.

به نظر ایشان حس شکارچی گری مرد از یک طرف و خوش باوری زن نسبت به وفا و صداقت مرد از طرف دیگر اذن پدر را به منزله احتیاط و مراقبتی قرار داده است که قانون برای حفظ دختر ازدواج نکرده در نظر گرفته است و چنین احتیاط و مراقبتی با اصل آزادی انسان ها منافات ندارد.

علامه فضل ا… هم در کتاب «اسلام، زن و جستاری تازه» در این باره می نویسد: اگر برخی از فقیهان اذن پدر را در ازدواج دختر باکره لازم می دانند، این اذن از باب ولایت نیست بلکه یک مسئله تعبدی می باشد که برخاسته از مصلحت خود دختر است تا مبادا به سبب ناپختگی در شرایط سخت و ناگوار گرفتار آید.(ص٦٦)

برپایه برخی روایات و نیز کلمات فقها باید گفت، ازدواج امری است که حیثیت خانوادگی و اجتماعی پدر و مادر و خویشان نزدیک هم در گرو آن است و یک حق شخصی صرف به حساب نمی آید؛ از این رو طبیعی است که خانواده در انتخاب همسر به ویژه برای دختران حساسیت داشته باشند و ملاحظات خانوادگی را در نظر گیرند. علاوه بر این آن چه اسلام گفته است، ملاحظات حقوقی و قانونی است ولی ملاحظات اخلاقی مانند احترام به پدر و مادر و حتی اقوام نزدیک در امر ازدواج سنت پسندیده ای است که موجب استحکام ودوام خانواده می شود و نوعی صله رحم و همبستگی خویشاوندی به شمار می آید.

قانون مدنی چه می گوید

قانون مدنی نظر فقهایی را که اذن پدر را شرط می دانند، اخذ کرده است. در ماده ١٠٤٣ قانون مدنی آمده است: «نکاح دختر باکره اگرچه به سن بلوغ رسیده باشد، موقوف به اجازه پدر یا جد پدری اوست و هرگاه پدر یا جد پدری بدون علت موجه از دادن اجازه مضایقه کند، اجازه او ساقط و در این صورت دختر می تواند با معرفی کامل مردی که می خواهد با او ازدواج نماید و شرایط نکاح و مهری که بین آن ها قرار داده شده است، پس از اخذ اجازه از دادگاه مدنی خاص به دفتر ازدواج مراجعه و نسبت به ثبت ازدواج اقدام نماید.»

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

امام رضا علیه السلام : 

فرمود: باید هر یک از شماها امر به معروف و نهى از منکر نمائید، وگرنه شرورترین افراد بر شما تسلّط یافته و آنچه که خوبانِ شما، دعا و نفرین کنند مستجاب نخواهد شد.

 

اشتراک:


22 دیدگاه

  1. اگر پدر دختر چند سال قبل از مادرش طلاق گرفته باشد و حزانت دختر با مادرش باشد باز هم برای ازدواج دختر به اذن پدر نیاز است؟؟؟

  2. سلام
    برای دختری که حکم رشد گرفته و پدرش فوت شده جد پدری یا مادری هم ندارد خودش می تواند با اجازه ی خودش ازدواج کند

  3. شاه حسيني در

    سلام
    دختري هستم ٢٦ ساله ٥ سال است با مردي دوست هستم كه طلاق گرفته و يك دختر نوجوان دارد
    در حال حاظر نصف مهريه خانم را پرداخت كرده
    و قادر به پرداخت باقي نيست اختلاف سني هم ٢١ سال است خانواده اجازه نمي دهند براي عقد
    در صورتي كه نكاح صورت گرفته و خانواده اطلاع ندارند
    من بايد چه كار كنم ؟
    دادگاه اجازه عقد مي دهد؟
    شرايطي كه مي تواند منطقي باشد از نظر دادگاه چيست؟؟
    خواهش مي كنم كمكم كنيد

    • عزیزم معلومه که دادگاه اجازه نمیده باید شرایط همسری که انتخاب میکنی مغایر عرف جامعه نباشه تا دادگاه اجازه بده ولی شرایطی که شما میگی دلیلی میشه که مخالفت پدرتون درست و منطقی باشه

    • بدین جهت قسمت ذیل ماده 1043 بدین صورت درآمد:
      وهرگاه پدر یا جد پدری بدون علت موجه از دادن اجازه مضایقه کند, اجازه او ساقط و در این صورت دختر می تواند با معرفی کامل مردی که می خواهد با او ازدواج نماید و شرایط نکاح و مهری که بین آنها قرار داده شده, پس از اخذ اجازه ازدادگاه مدنی خاص به دفتر ازدواج مراجعه و نسبت به ثبت ازدواج اقدام نماید.
      البته شایان توجه است مردی که قدرت مالی ندارد برای زندگی هم مشکل ساز خواهد بود وهمچنین سن شمامشکلات عدیده ای برای شما پیش می اورد و با رجوع به روانشناس بهتر است بیشتر فکر کنید
      جهت اطلاعت بیشتر
      Computteach@gmail.com

  4. باسلام من نظرم اینه که اگرپسرودختری قصدازدواج دارن بایدبدون اجازه پدردخترهم بتونن عقدکنن وقانون این اجازه راداشته باشه که بتونه پسرودختررابه عقدهم دربیاره چون پدران مامثل فرزندان فکرنمیکنن وازشرایطی که فرزندشون اتظارداره فاصله دارن باعث میشه تاازدواج زوری نباشه

    • سلام,من با نظر شما کاملا موافقم,چون مسلما وقتی بتونن عقد کنن به داشتن روابط پنهانی مجبور نمیشن و قطعا عقد بهتر از این روابط هست.

  5. سلام خسته نباشین
    من دختری هستم ۲۱ ساله ، تقریبا ۶سال است که با پسری ۲۸ ساله به نیت ازدواج رابطه دارم و از روز اول خواستگاری آمده اند و پدرم

  6. معذرت میخواهم ناقص آمده حرفام.
    ادامه : پدرم به دلایل غیر منطقی مانع ازدواجم میشه . مثلا من دوست ندارم دیگه اونارو یا باید سند بیاره به اسم خودش خونه داشته باشه یا کتبی امضا کنه که بعد این ازدواج از ارث پدری محروم میکنم و اصلا جهیزیه و همکاری نمیکنم و . . باقبول کردن اینا بازم مارو معطل کرده و نمیذاره ازدواج کنیم و من و پسر هم نهایت صبرو احترام رو تا الان نگهداشتیم. من میخاهم بدانم اگر ما اقدام قانونی کنیم و میدانم که بدون دلیل موجه پدر طبق ماده 1043مدنی میتوانیم ازدواج کنیم ، فقط آیا آن هایی که گفتم میتونه دلیل موجه باشه؟ یا خلاصه بگم دلایل موجه که ذکر شده در قانون چی هست که پدر میتونه باتوجه به اون نذاره ازدواج کنیم؟؟؟ منتظرم بخدا هرلحظمون شده عذاب کمکم کنید. التماس میکنم. ممنونم

  7. ببخشید چقدر طول میکشه جواب بدهید ؟ من خیلی عجله دارم کمک میخاهیم راهنمایی کنید خاهش میکنم دعاتون میکنم. ..

  8. سلام ،من دختری 22 ساله، پدری دارم ک اصلا رابطه ی خوبی با هم نداریم و مدام با هم سر جنگ داریم…از طرفی من نزدیک 6 سال است ک پسری دوست دارم او نیز منو میخواهد و چن بار به صورت رسمی خواستگاری هم کرده…اما پدرم هر دفعه از سر لجبازی مخالفت میکند و الانم میگه باید برید دادگاه من رضایت نمیدم….
    به نظرتون ما چی کار باید کنیم؟من نمیخوام پای دادگاهو..این ها وسط بیاد.ممنون میشم راهنماییم کنید .چون واقا میخوام زودتر ازدواج کنم شرایط خونه و خوانوادمو نمیتونم دیگه تحمل کنم …

    • شما در اینجا حتما مراجعه کنید چرا‌که دادگاه فقط برای مجرین نیست و برای احقاق حق‌بنا شده است

  9. با سلام بنده با دختری ازدواج موقت کرده ایم و تمام اصول لازم رو برای یک عقد موقت صحیح رو انجام داده ایم (غیر رسمی و فقط یک عقد نامه ای بینمون داریم).حال سوال من از شما این است اگر خدای ناکرده با مراجع قضایی رو به رو بشیم .چون عقد ما بدون اذن ولی بوده به ما حکم زنا میدهند یا خیر؟یا اینکه چون دختر بالغه و رشیده بوده حکم زنا نمیدن ؟میتونیم به دادگاه بگویم مثلا مرجع تقلید ما ایت الله موسوی اردبیلی بوده و ایشان حکم ازدواج بدون اذن ولی میدانند ؟

  10. سلام
    دختری هستم 28 ساله که پسری کاملا باخلاق و با ایمان و با خانواده در دانشگاه ازمن خواستگاری کرده. اما پدرم با دلیل غیر منطقی(هم قد بودن من با پسر) شدیدا مخالفت می کند در حالی که خود پدرم به درست بودن پسر و خانواده پسر اقرار می کند. قطعا دختری با این سن و تحصیلات عالی کاملا پخته و آگاه است. چرا باید اذن پدر برای همچین دختری نیز باشد. حکم قانونی در مورد شرایط ازدواج من چیست؟

    • مى حواهم كه ازدواج بدون اجازه پدر نباشه مى خواهم عقد صغيه اى با رضاروحانى باشه مهريه ١١سكه است بسه ديگه نگلستان باشه اجزه خيلى خيلى فورى خواهش مى كنم التماس مى كنم 42ساله هستم مى خواهم كه توى گذرنامه باشه شناسنامه باشه سند عروسى باشه مشهد باشه خيلى خيلى خيلى زياد با خانواده آشنايى اول خواستگارى كنه مراسم بله برون بقچه عروس برون باشه بره خونه شوهر متاهل باشه أشكال نداره با فاميل با پدر فاميل مادرم خانواده معرفى مى كنم به عنوان داماد خونه ما عروسى بگرم

    • قانون که فقط در اینجا اشاره به این مورد دارد که شما با معرفی اجازه دادگاه را بگیرید اما به نظر من اینکار در حال‌حاضر برای شما‌صلاح نیست و مقداری صبر بسیار عالی است و سیاست برای توضیحات لطفا کامل‌تر بیان‌بفرمایید
      Computteach@gmail.com

  11. با سلام.پسری هستم بیستو هفت ساله نزدیک سه ساله با دختری اشنا شدم که بیستو یک سالشونه در حال حاضر.خواستگاریشونم رفتم ولی به دلیل سختگیریه خونوادشون با وجود اینکه قلبا پدرشون راضین ولی مساله طولانی شده و ماهم خودسر برای آرامش از اینکه رابطمون شرعی باشه صیغه عقد دایم خوندیم بدون اذن خونوادشون.در صورت برخورد با مراجع قضایی راه اثباتش چیه و آیا مجازاتی برای این کار تعیین شده؟

  12. سلام
    دختری 30 ساله هستم
    که در سال های قبل پدرم فرصت های ازدواج را از من گرفت
    آیا قانون به دخترهای بالای 30 سال بدون رضایت کتبی پدر اجازه ازدواج می دهد؟

نظر خود را بیان کنید



کلیه حقوق مطالب برای مجله اینترنتی قانون محفوظ است؛ لطفاً در صورت استفاده ، لینک و نام مجله اینترنتی قانون را درج کنید.