معنی لغات





شاذ رک. خبر شاذ شاذ مردود رک. خبر شاذ شاذ مقبول رک. خبر شاذ شارژ دافر charge d، affaire رک. کاردار شارع در اصطلاحات فقهى مرادف قانونگذار و مقنن مى باشد. شاکى کسیکه از دست دیگرى بیکى از مقامات رسمی مرجع شکایت، تظلم شفاهی یا کتبى مى کند. (رک. عارض) شاکى خصوصى رک. مدعى خصوصی شانتاژ Chantage رک. اخاذى شاه رئیس کشور در رژیم سلطنتى است. (رک. سلطنت) شاهد Temoin کسیکه شهادت بر امرى می‌دهد خواه اداء شهادت کرده باشد خواه تحمل شهادت کرده باشد یعنی موضوع مورد شهادت را احساس نموده و اطلاع ازآن حاصل کرده باشد. (رک. مطلع)…




ساباط (فقه) سقفى است بین دو دیوار یا دوبناء واقع در دوست یک معبر عمومى یا اختصاصى. بدیهى است که در زیر آن معبر وجود دارد. سابق (فقه – مدنى) برنده در مسابقه را گویند. رک. سبق و رمایه سابق ولاحق (فقه) هرگاه دو راوى که ازیک شیخ اجازه روایت کنند ویکى پیش ازدیگرى فوت کند روایت آن‌ها را روایت سابق ولاحق نامند (درایه شهید دوم- صفحه۱۶۰) سابقه رک. پیشینه ساختگى بمعنی مجعول استعمال شده است. ماده ۸۶ قانون جزا (رک. جعل) ساخلو بمعنى پادگان است (رک. پادگان) سازش (دادرسى) تراضى طرفین دعوى برفیصله نزاع معین دردادگاه و با دخالت…




ژران دافر Gerant d، affaire (مدنی) دراصطلاحات حقوق مدنى فرانسه بکسى گفته می‌شود که ازطرف غیرو بحساب او و بدون اخذ نیابت و نمایندگى از او کارى انجام دهد. این عمل را Gestion d، affaire نامند وکسیکه کار بنفع او شده است Gere نامیده می‌شود (ماده ۱۳۷۲ تا ۱۳۷۵ قانون مدنى فرانسه) مؤلفان کلاسیک آنرا عمل حقوقى یکطرفى وشبه عقد می‌دانند (رک. شبه عقد) مؤلفان جدید قصد یکطرفى عامل را کافى براى ایجاد تعهد ندانسته و آن قصد را بحکم قانون منشاء تعهد مى شمرند. انتقاد – همه ایقاعات همین خاصیت را دارند یعنى قصد یکطرف بانضمام حکم قانون منشاء…




زارع در قانون اصلاحات ارضى ۱۹- ۱۰- ۴۰ زارع کسى است که مالک زمین نیست و بادارا بودن یک یا چند عامل زراعتی شخصأ ویا به کمک افراد خانواده خود در زمین متعلق به مالک مستقیما زراعت مى کند و مقدارى از محصول را بصورت نقدی یا جنسى بمالک می‌دهد. زانى (فقه – جزا) کسیکه مرتکب جرم زنا شده است. (رک. زنا) زانیه (فقه) زنی که مرتکب جرم زنا شده است. (رک. زنا) زایچه یا ورقه ولادت: ورقه اى است که هنگام ولادت کودک نوشته مى شود و اداره آمار از روى آن ورقه شناسنامه تهیه مى کند. استعمال زایچه…




راى (فقه) اصطلاح قدیمى قیاs که در صدر اسلام بکار مى رفته است. (دادرسى مدنى) در دادرسى مدنى رأى تعریف نشده است وماده ۱۵۴ آئین دادرسى مدنى فقط در مقام بیان رأى در امور ترافعى است نه در امور حسبى. راى ترافعى قدر مشترک بین حکم و قرار است (ماده ۱۵۴ قانون آئین دادرسى مدنی) (رک. حکم) در امور حسبی هم رأى صادر می‌شود بنابراین ترافعى بودن قضیه شرط تحقق رأى نیست. تحقق دعوى در خارج (بدون اینکه در دادگاه طرح شده باشد) شرط صدور رأى نیست مانند مورد ماده ۲۲۸ دادرسى مدنى. در صدق عنوان رأى بر دستورات اجرائی…




ذاتى (فقه) هر ماهیت مرکب داراى اجزائى است که ازآن اجزاء فراهم مى آید وهر یک ازآن اجزاء را ذاتی آن ماهیت نامند یعنى آن جزء داخل در ذات آن ماهیت است چنانکه عقد، ماهیتى است مرکب از ایجاب و قبول، و ایجاب یاقبول، ذاتی عقد مى باشند. تصور یک ماهیت، جداى از ذاتی آن ممکن نیست چنانکه تصورعقد بدون ایجاب یا بدون قبول می‌سر نیست. این اصطلاح در مقابل عرضی استعمال می‌شود. ذکر عام و اراده خاص (فقه) گفتن لغت یا عبارت عام که عموم آن مورد نظر گوینده نباشد و بعکس قسمتى ازمدلول آن مورد نظر او باشد…




دائره رک. شعبه – دوائر دائن (مدنى- فقه) کسیکه تعهدى بنفع او برذمه غیر وجود دارد. در حال حاضر اصطلاح بستانکار بجاى آن بیشتراستعمال می‌شود و متعهدله هم درهمین معنى بکار می‌رود ولى ممکن است کسى متعهد له باشد اما دائن وبستانکارنباشد چنانکه کسیکه بنفع او تعهد ساختن خانه اى شده است متعهدله است ولى دائن یا بستانکارنیست یا کسیکه بموجب سندى استحقاق گرفتن وجه التزامى پیدا کرده عنوان دائن و بستانکار را ندارد ولى عنوان متعهدله را دارد. دائن و بستانکار هم در بعضى موارد نمی‌توانند بجای هم بکار روند چنانکه ثالث دربیمه عمر، بفوت بیمه گزار بستانکار می‌شود…




خادم (آئین دادرسى مدنى) نوکر- کلفت- باغبان- منشى – مباشر و متصدى امور و مانند اینها. دهقان ملک کسى مشمول عنوان بالا نیست. عنوان خدمه دولت در ماده ۱۵۶ قانون جزا بکار رفته است ولى منظور ازآن با کلمه خادم بمعنى اخص که در بالا گفته شد فرق مى کند زیرا خادم وخدمه که جمع آن است تا وقتى که اضافه به کلمه دولت نشود درتفاهم عرف، اشعارى به خدمه دولت ندارد یعنى شامل آنان نمیشود. خواستگارى (مدنى- فقه) پیشنهاد وتقاضاى زناشوئی ازطرف مرد بزن که بتواند با او ازدواج کند (ماده ۱۰۳۴ قانون مدنی) خواسته (دادرسی مدنی) چیزى که…




حابس (مدنی- فقه) حبس یکنوع ازعقود احسان است نظیر وقف و با آن فرق دارد همانطورکه وقف کننده را واقف مى گویند حبس کننده را حابس مى نامند. (رک. حبس) حاجیات (فقه) هرعمل وتصرفى که انسان براى توسعه وگشایش امور خود و رفع حرج بآن‌ها محتاج است مانند شکارى که براى معاش نباشد. عمل و تصرف مزبور براى حفظ ضروریات پنجگانه (رک. ضروریات پنجگانه) نیست وانسان می‌تواند با تحمل نوعی از مشقت یا گذشت از آن‌ها چشم بپوشد. حادثه غیر مترقبه (مدنی) ترجمه اصطلاح Cas Fortuit است و از حقوق مدنی فرانسه اقتباس شده است مترادف فرس ماژر (قوه قاهره)…




چك (تجارت) نوشته اى است كه بموجب آن صادر كننده چك وجوهى را كه نزد ديگرى دارد كلا يا بعضا بنفع خود يا ثالث مسترد مى دارد (ماده 310 قانون تجارت ايران) چك بسته (تجارت) چكي است كه برروى آن دو خط كشيده اند وفقط بانك ديگري ميتواند آن چك را دريافت كند و باشخاص متفرقه پرداخته نميشود Cheque barre چك بى محل (تجارت – جزا) چكى كه صادركننده آن، وجه يا اعتبارى نزد محال عليه چك نداشته باشد اگر پس ازتاريخ صدورچك هم وجه آنرا كشيده باشد ويا كمتر ازوجه چك محل داشته باشد بازچك بي محل است (بند…

1 2


کلیه حقوق مطالب برای مجله اینترنتی قانون محفوظ است؛ لطفاً در صورت استفاده ، لینک و نام مجله اینترنتی قانون را درج کنید.