
به گزارش ايسنا، الياس كنستانتوپولوس كه يك متخصص برق يونانيالاصل بوده و اكنون در آمريكا زندگي ميكند، اكنون با استفاده از فناوري انقلابي كه به وي قدرت ديدن اشعههاي نور را داده به روياي خود نزديكتر شده است.
ادامه مطلب

به گزارش ايسنا، الياس كنستانتوپولوس كه يك متخصص برق يونانيالاصل بوده و اكنون در آمريكا زندگي ميكند، اكنون با استفاده از فناوري انقلابي كه به وي قدرت ديدن اشعههاي نور را داده به روياي خود نزديكتر شده است.

چشمانداز اين عصر جديد انرژيهاي پاك در حالي خود را پر رنگتر جلوه ميدهد كه براساس مطالعات جديد دانشمندان، جهان قادر است ظرف 20 تا 40 سال آينده به نحو تمام و كمالي با استفاده از انرژي پاك جان گرفته و دستيابي به مرز 100 درصدي تأمين نيازهاي انرژي خودش از محل منابع تجديد شونده را رقم بزند. با اين اوصاف و در سايه اين عرضه و تدارك پاك و مطمئن و همچنين مساعي مشترك جهاني در جهت تثبيت نبضهاي حياتي زمين، چه بسا ديدن طلوع عصر جديدي از سياره پايدار و تكريم زمين دور از انتظار نباشد.

محققان استراليايي نشان دادهاند كه با استفاده از اين روش ميتوان لايههاي پلاستيكي ارزان، محكم، انعطافپذير و هادي جريان الكتريسيته ساخت.

براي ساليان طولاني اخترشناسان بر اين عقيده بودند كه اين بخش از منظومه شمسي باقيمانده كنار گذاشته شدهاي از معماري سيارات بودهاند اما آنها اكنون نگاه ويژهتري به اين اجرام نه چندان بزرگ آسماني دارند.
اخترشناسان به اين نتيجه رسيدهاند كه درخصوص حوادث و دگرگونيهاي عمده در نخستين دورانهاي پيدايش منظومه شمسي ميتوان سرنخهاي قابل اطميناني پيدا كرد. اين كمربند مجموعهاي متنوع از اجرام فضايي است كه در ميان آنها ميتوان ردپايي از تودههاي بزرگ توپي شكل متشكل از صخره و فلز (كه برخي از آنها تا صدها كيلومتر عرض دارند) تا تودههاي كوچك و شكننده متشكل از يخ و گرد و غبار پيدا كرد. اكنون پرسش ديگري مطرح ميشود: چطور اين امكان وجود دارد كه طيف گستردهاي از مواد و تركيبات گوناگون در كنار هم قرار گرفته باشند؟ اين پرسشي است كه به دليل ناتواني فعلي دانش بشري در پاسخ دادن به آن بيشتر شكل و شمايل يك راز بزرگ را به خود گرفته است.
البته در سالهاي اخير تلاشهاي زيادي براي پيدا كردن پاسخي مناسب به اين پرسش انجام شده است و در اين رهگذر برخي اخترشناسان موفق به ارائه توضيحاتي نيز شدهاند: بسياري از سياركها در مناطقي به دور از مركز منظومه شمسي شكل گرفته و به مرور زمان و به وسيله سيارات مختلف به اين نقطه از عالم كشيده شدهاند. در چنين حالتي ميتوان به سياراتي كه در اين ماجرا دست داشتهاند عنوان زورگير را داد!
تيمي از اخترشناسان به سرپرستي دكتر هال با استفاده از يك سري شبيهسازيهاي رايانهاي در دوران بسيار آشفته مربوط به اوايل پيدايش منظومه شمسي نشان دادهاند كه به احتمال قريب به يقين اورانوس و نپتون از خورشيد بسيار دور گشته و همچون اجرام آسماني سرگردان به منطقهاي از فضا رسيدهاند كه غني از اجرام فضايي مشابه دنبالهدارها بوده است.
اين اجرام دقيقا مشابه آن دسته از اجرام آسماني است كه هم اكنون و در قالب گلولههاي برفي كثيف و چركآلود در كمربند سياركها ديده ميشود. اين اجرام در ادامه و با گذشت زمان در دام ميدان جاذبه سيارات بزرگتر منظومه شمسي قرار گرفته و به خورشيد نزديك شدهاند.
بر اساس اين شبيهسازيها بسياري از اين اجرام در حد فاصل فضاي ميان مشتري و مريخ متوقف شدهاند و اينجا نقطهاي است كه خرده سنگهاي آسماني موجود در منطقه با آنها تركيب شدهاند. البته اين پايان مسافرت آنها نيست.
محاسبات رايانهاي نشان ميدهند اگر آنها همچنان به حركت خود به سوي مدارات مشخصي از منظومه شمسي ادامه دهند، در منطقه جاذبهاي پرنوسان مربوط به مشتري متوقف خواهند شد. نكته جالب توجه اين است كه بر اساس همين محاسبات مشتري بالغ بر 99 درصد از كمربند سياركها را دقيقا با توجه به همين فرآيند خالي از عضو كرده است.


نتايج تازه يافته دانشمندان نشان ميدهد آنها نميتوانند براي اين مسأله كه سامانه آب و هوايي و اقليم زمين ظرف چند سال گذشته در مناطق مختلف ـ به عنوان مثال در اقيانوسها ـ تغيير يافته است يا نه پاسخ مشخصي بدهند. يا اگر در روشي كه تاكنون براي رديابي و تعقيب خط سير حركت انرژي در پيش گرفتهاند ـ يعني حركت نزولي از سمت خورشيد و از ميان جو به زمين و سپس گريز آن به جانب فضا ـ مورد اشتباهي وجود داشته است نيز پاسخ قانع كنندهاي ندارند.
تاكنون محققان بر اين باور بودهاند كه ميتوانند مقوله دخل و خرج انرژي براي سامانه اقليمي زمين را همچون خانوادهاي كه حساب و كتاب هزينه و بودجه خود را نگاه ميدارند مورد محاسبه قرار دهند. آنها جريان ورود انرژي خورشيدي به زمين و هزينه آن يا همان حساب دخل و خرج خورشيدي زمين را محاسبه و اندازهگيري كرده و متوجه بخش اضافي و مازادي در حجم ورودي گرماي توليد شده توسط گازهاي گلخانهاي با روند صعودي درجه حرارت شدند كه تعبير ديگر آن همان پديده گرمايش جهاني است.
اين باور و سنجش در حالي است كه از قرار معلوم در سال 2003 اين مدل بودجهبندي انرژي، نشتي جهشوار را تجربه كرده است. به اعتقاد محققان عدم توازن و ناهماهنگي ميان دخل و خرج انرژي در زمين به سمت گسترش يافتن و شكاف بيشتر تداوم يافته و اين روند به موازات تداوم جريان يافتن دي اكسيد كربن بيشتر و ساير گازهاي گلخانهاي به درون جو اتفاق افتاده است، اما نكته مهم و جالب توجه در اين ميان نرخ صعودي درجه حرارتهاي جهاني است كه آهنگي به مراتب آهستهتر را به خود ديده است و البته از اين جالب تر اين كه در همين بازه زماني و به شكلي مرموز، اندازهگيريهاي يك سامانه پايشگر جديد بر اين واقعيت دلالت دارد كه اقيانوسها نسبت كوچكتري از گرماي خورشيدي ورودي به زمين را جذب كردهاند.
در همين رابطه جداول ترسيمي بودجهبندي انرژي جهاني كه بر اساس واحد سنجش وات در متر مربع اندازهگيري شده است حاكي از وجود واگرايي و اختلاف يافتن ميان تغييرات در انرژي جذب شده در سامانه اقليمي زمين از يك سو و تغييرات در تابش خالص جذب شده توسط ماهوارهها در بالاي جو زمين از سوي ديگر است. از اين رو پرسشي كه به موضوعي چالش برانگيز براي دانشمندان مركز ملي تحقيقات جوي بدل شده اين واقعيت است كه انرژي گمشده كجاست؟
اما پاسخ اين معماي جالب توجه را دانشمندان اين مركز در شماره جديد نشريه ساينس تشريح كردهاند. محققان معتقدند رديابي و تعقيب اين كه چه ميزان انرژي اضافي همچنان كه زمين گرم ميشود به فضا بازگشت كرده و مابقي انرژي كجا انباشته شده امكانپذير است.
طي 50 سال گذشته اقيانوسها در حدود 90 درصد انرژي افزوده شده به سامانه اقليمي زمين را جذب كردهاند؛ و مابقي اين انرژي به خوراك ذوب كردن يخهاي دريا و خشكي و همچنين گرم كردن سطح خشكيها و جو رسيده است. در اين ميان غلظتهاي دي اكسيد كربن از سال 2003 افزايش بيشتري يافته و حتي گرماي افزون تري آن هم با نرخي تندتر از موقع انباشته شده است. اما اين انرژي كجا رفته است؟
براي يافتن محل اختفاي انرژيهاي گمشده زمين، ظن دانشمندان اول از همه به طور طبيعي به جانب اقيانوسهاي جهان به عنوان فاكتور غالب در بودجهبندي دخل و خرج انرژي سياره برميگردد. اما آيا اين گرماي مفقود شده به جانب اعماق اقيانوسها و آبهاي عميق جهان، يعني جايي فراسوي قدرت و برد رهگيري سامانه فعلي شناورهاي دريايي رهسپار شده است؟ به اعتقاد محققان بدون وجود شيوههاي بهتر رديابي انرژي از طريق سامانه آب و هوايي اقليم نميتوان پاسخ شايستهاي براي اين معما ارائه كرد. در اين ميان، اگر به فرض در روشي كه دادههاي حاصل از سامانه نوين پايشگري اقيانوسي پردازش ميشوند انحراف و اشتباهي وجود داشته باشد نيز دانشمندان پاسخ مناسبي ندارند. باوجود اين همه ابهام پيرامون معماي انرژي مفقودي سياره، دانشمندان هدف خود را تحقيقاتي براي توضيح ناپايداري و تغييرات اخير در درجه حرارتهاي سطحي جهاني ذكر ميكنند و اميدوارند از راه اين پژوهشها بتوانند يك چشمانداز انرژي براي تفسير معماي اين پرونده فراهم كنند. به اعتقاد دانشمندان اين تحقيق به منزله آشكار ساختن شكافي بزرگ و واضح در توانايي و قابليتهاي علمي فناوري ما براي درك قضيه جذب ذخاير انباشته گرما در سامانه اقليمي سياره ما به شمار ميرود.
با اين اوصاف، هر چند دانشمندان اقليم شناس ممكن است پاسخي براي اين دگرگونيها و تغييرات كوتاه مدت نداشته باشند، اما دانش فيزيك نيز اين روزها واقعا خودي نشان نميدهد و به نظر ميرسد در خصوص اين موضوع مهم كه شكاف در حال رشد و گسترش ميان انرژي ورودي و انرژي خروجي در قسمت فوقاني جو توسط ماهوارهها به درستي و با دقت اندازهگيري ميشود يا نه، نبايد با اطمينان قضاوت كرد و جاي كمي شك و ترديد را بايد باقي گذاشت.
به اعتقاد محققان اين گرما و حرارت گمشده دير يا زود باز خواهد گشت و پيرامون ما به پاتوقي آزار دهنده براي تردد آن بدل خواهد شد. البته نبايد نكته ظريف ديگري در خصوص اين گمشده زمين را از نظر دور داشت كه اين تعليق اجراي مجازات و به عقب افتادن تاواني كه ما انسانها بابت بالا رفتن درجه حرارتها در طي چند سال گذشته داشتهايم قرار نيست براي هميشه ادامه پيدا كند و دير يا زود با هزينه گزاف اقدامات تخريبي خودمان بر عليه زمين دست به گريبان خواهيم شد.
مهريار ميرنيا
منابع:
Discovery
Science magazine
در سال 1873 شيميداني به نام ويلوبي اسميت متوجه شد كه وقتي نور بر فلز سلنيوم ميتابد، ميتواند يك جريان الكتريكي را هدايت كند. در حالي كه اين فلز در تاريكي و در صورت عدم وجود نور چنين قابليتي ندارد. اگرچه سلولهاي خورشيدي نخستين بار در اواسط دهه 1950 ميلادي به عنوان منبع توليد انرژي مورد استفاده قرار گرفتند. اما نخستين تجربيات درباره پديده فتوولتاييك يا به عبارتي ديگر توليد الكتريسيته از نور در سال 1839 و توسط يك فيزيكدان فرانسوي به نام ارموند بكرل كشف شد. او پس از انجام آزمايشهايي در اين زمينه دريافته بود كه وقتي صفحات نقرهاي باتري تحت تابش نور خورشيد قرار ميگيرد، ولتاژ باتري افزايش مييابد. اما نخستين تجربه موفق از اين پديده در يك ماده جامد در سال 1877 گزارش شد. در آن سال آدامز و دي از دانشمندان و محققان كمبريج به تغييراتي كه بر اثر تابش نور خورشيد در خواص الكتريكي سلنيوم ايجاد ميشد پيبردند و به اين ترتيب نخستين سلول خورشيد سلنيومي در سال 1883 ساخته شد كه ميتوان گفت بسيار شبيه به سلولهاي خورشيدي سيليكوني امروزي بود. اگرچه اين سلولهاي خورشيدي بسيار كم بود و تنها 10 درصد از انرژي خورشيدي تابيده شده به سطح آن به الكتريسيته تبديل ميشد، اما در حقيقت اين سلولها اولين سلولهاي خورشيدي بودند. با درك عميقتر نسبت به اين پديده علمي بتدريج سلولهاي خورشيدي پيشرفتهتر كه از بازده بيشتري برخوردار بودند هم ساخته شد. در سال 1954 يك سلول خورشيدي سيليسيوسي ساخته شد كه در شاتلهاي فضايي از آنها استفاده ميشد. شايد برايتان جالب باشد بدانيد كه مقدار انرژي تابشي خورشيد در سطح كره زمين حدود 6000 برابر كل مصرف انرژي سالانه در سطح اين كره خاكي است و بر اين اساس ميتوان به اين نتيجه رسيد كه اين انرژي ميتواند از اهميت بسيار زيادي در تامين نيازهاي روزمره ما انسانها برخوردار باشد. اگرچه فناوريهاي مبتني بر استفاده از انرژي خورشيدي همچنان راهي طولاني را پيشرو دارند، اما بسياري از كشورها در سطح دنيا در تلاش هستند تا با جايگزين كردن انرژي خورشيدي در توليد انرژي گرمايي و الكتريكي بتوانند بيش از پيش از اين منبع انرژي استفاده كرده و در نتيجه آسيبها و مضرات ناشي از مصرف سوختهاي فسيلي را به حداقل برسانند.
مريم وكيلي

در ژانويه 1678 و زماني كه به خانه برگشته بود، انبوهي از اطلاعات ارزشمند درخصوص 341 ستاره و موقعيت آنها با خود آورده بود. او همچنين بررسيهاي جالب توجهي درباره حركت عطارد در اطراف خورشيد انجام داده بود. كاتالوگ ستارهاي هالي كه در سال 1678 تهيه شد، نخستين مورد در نوع خود به شمار ميآيد كه از بعد تلسكوپيكي مكان ستارگان جنوبي را شامل ميشود. هالي در همان سال و به دليل پيشرفتهاي چشمگير در زمينه نجوم، بهعنوان يكي از اعضاي جامعه سلطنتي انگليس پذيرفته شد. همراه با شخصيتهاي برجسته علمي نظير رابرت هوك، كريستوفر رن و ايزاك نيوتون، هالي تلاشهايي را در زمينه ارائه توضيحي مناسب و برگرفته از دانش مكانيك درباره حركت سيارهاي آغاز كرد. هالي در سال 1704 به سمت استادي در دانشگاه آكسفورد نايل شد، اگرچه اين سمت براي تدريس دانشي جز نجوم بود، اما وي همچنان تمركز اصلياش را روي مطالعه حركت سيارهاي و ستارگان معطوف كرده بود. هالي در سال 1705 نتايج رشته تحقيقاتي درباره دنبالهدارها را منتشر كرد كه با استقبال محافل علمي و نجوم جهان همراه شد. او در آن مطالعات 24 دنبالهدار را كه در حد فاصل سالهاي 1337 تا 1698 شناسايي شده بودند به زير ذرهبين برده بود. او متوجه شده بود 3 دنباله دار وجود دارند كه به ترتيب در سالهاي 1531، 1607 و 1682 آنچنان شباهتهايي با هم داشتهاند كه احتمالا بايد يكي باشند. اين دقيقا همان دنبالهداري است كه امروز به نام دنبالهدار هالي شناخته ميشود. هالي با ضريب دقت خيرهكنندهاي پيشبيني كرد كه اين دنبالهدار در سال 1758 نيز رؤيت خواهد شد. البته او در 14 ژانويه 1742 از دنيا رفت و هرگز تحقق پيشبيني دقيق خود را مشاهده نكرد.
سعيد حسيني

براي اين منظور محققان دست به انجام رشته تحقيقاتي زدهاند. بخشي از اين تحقيقات، بررسي وضعيت رشد و نمو گياهاني است كه در مناطق اطراف تأسيسات اتمي چرنوبيل ديده ميشوند. آنها متوجه شدند خاك اين مناطق آنقدرها هم كه تصور ميشد براي رشد و نمو گياهان غيرقابل استفاده نيست. در حقيقت اين گياهان به رغم وجود اندك مشكلاتي در فرآيند رشد، بخوبي پرورش پيدا ميكنند. محققاني كه اين فرآيند را مورد بررسي قرار ميدهند دريافتهاند گياهان سطح قابل توجهي از توانمندي براي تطبيق دادن خود با شرايط راديواكتيويته را دارند.
با اين حال جايي كه از آن به اصطلاح فضا ياد ميشود با مناطق اطراف تأسيسات اتمي چرنوبيل تفاوتهاي زيادي دارد. كاملا روشن است كه درمحيطهاي خشني نظير سطح ماه زندگي گونههاي مختلف حياتي با مخاطرات زيادي روبهرو خواهد بود. نبود جاذبه و فشار لازم محيطي از مهمترين فاكتورهايي است كه حيات گونههاي مختلف جانوري و گياهي را در معرض خطرات جدي قرار ميدهد. اما اين آغاز يك فرآيند چالشي است. جداي از نبود جاذبه و فشار لازم محيطي، پرتوهاي راديواكتيويته خود به اندازه 2 فاكتور ياد شده چالش برانگيز هستند. ميزان بسيار اندكي از اين پرتوها از اتمسفر زمين عبور ميكنند و از اين رو خطرات چنداني براي انسانها و ساير گونههاي زيستي به همراه ندارند. اما در نقطه مقابل به نظر ميرسد فضا محيط بسيار ضعيفي براي كشت و كار باشد. اما تحقيقات دانشمندان در اطراف چرنوبيل نشان ميدهد زراعت در فضا آنقدرها هم غيرممكن نخواهد بود. با گذشت حدود 25 سال از حادثه انفجار در اين تأسيسات اتمي خاك اين منطقه تا شعاع چند كيلومتري هنوز مملو از ذرات راديواكتيويته است. در اين خاك تاكنون دو نسل از گياهان رشد و نمو كردهاند و جالب اينكه بخوبي نيز در همين خاك ريشه دواندهاند. اما اينكه چگونه اين گياهان ميتوانند در اين شرايط به حيات خود ادامه دهند، هنوز براي دانشمندان به عنوان يك راز باقي مانده است. با اين حال همين كه اين گياهان به رشد خود ادامه ميدهند موجب اميدواري دانشمندان شده است و آنها را براي ادامه تحقيقات درخصوص كشت و كار در فضا ترغيب ميكند. دانشمندان به روزي فكر ميكنند كه سطح اجرام آسماني نظير ماه و مريخ مناطقي را براي كشت گونههاي مختلف گياهي اختصاص دهند. اين گياهان عمدتا براي ادامه حيات ساكنان آينده اين اجرام به كار گرفته خواهند شد. براساس چشمانداز بلندمدتي كه از سوي آژانسهاي فضايي نظير ناسا و اسا تعريف شده است تا 2 تا 3 دهه آينده نخستين گروه از انسانها راهي اجرام فضايي نظير مريخ و ماه ميشوند تا در اقامتگاههاي دائمي كه در آنها ايجاد ميشود به زندگي خود ادامه دهند. اين افراد براي ادامه زندگي به مواد غذايي و اكسيژن نياز دارند. گياهاني كه در اين مزارع كشت ميشوند بخش قابل توجهي از نياز غذايي اين افراد را تأمين خواهند كرد. برخلاف تصور بسياري از افراد مبني بر اينكه ممكن است ايده كشت و كار در فضا تا تبديل شدن به واقعيت فاصله زيادي داشته باشد، ارائه طرحهايي همچون گلخانههاي فضايي نشان از عزم جدي دانشمندان براي تحقق اين رؤياست. بررسيهاي دقيق دانشمندان نشان ميدهند تنها 5 درصد از 720 پروتئين گياهاني كه در مناطق اطراف چرنوبيل رشد ميكنند دچار تغيير شدهاند و اين بدان معناست كه مقاومت گونههاي مختلف گياهي در برابر ذرات راديواكتيويته فراتر از تصورات قبلي است.
يكي از ايدههاي جالبي كه درباره مقاومت گياهان در برابر اين ذرات و پرتوهاي آنها مطرح ميشود، از سوي مارتين هاجوچ مطرح شده است. وي كه در آكادمي علوم اسلواكي مشغول به انجام مطالعات مرتبط با اين بررسي است ميگويد: يكي از نظريات جدي كه در اين زمينه مطرح ميشود اين است كه زماني كه حيات اوليه روي زمين شكل و شمايل ابتدايي خود را پيدا ميكرده است پرتوهاي راديو اكتيويته در مقايسه با دوران فعلي زمين به مراتب بيشتر بودهاند. در نتيجه ميتوان مدعي شد گياهاني كه در زمين رشد ميكنند سابقه ادامه حيات در خاكهاي راديواكتيويته را نيز دارند. عقيده اين دانشمندان و ساير محققان اين است كه ساختار ژنومي گياهان بهگونهاي است كه با برخورداري از يك مكانيسم قديمي توانمندي خوبي براي مقابله با دوزهاي بالايي از پرتوهاي راديواكتيويته را دارند. اين خبر خوشحالكنندهاي براي دانشمنداني است كه از هم اكنون به ماه و مريخ نه تنها به عنوان اقامتگاههاي آتي بشر زميني فكر ميكنند بلكه زراعت در اين اجرام را نيز دور از ذهن نميدانند. تا پيش از اين دانشمندان فكر كردند بايد تمهيدات حفاظتي ويژهاي براي نگهداري از گياهاني كه قرار است در مريخ و ماه كشت كنند در نظر بگيرند اما اكنون مشخص شده است كه نياز چنداني به چنين تمهيدات پيچيدهاي نيست. تنها نكته چالش برانگيز كه براي دانشمندان باقي ميماند جاذبه صفر اين اجرام فضايي است. نبود جاذبه كافي كار دانشمندان براي آبياري گياهان را با مشكلاتي مواجه ميكند و آنها از هماكنون ايدههايي را بررسي ميكنند كه در آنها مشكل آبياري در شرايط جاذبه صفر وجود نداشته باشد.
براساس برنامهريزيهاي از پيش تعيين شده ناسا، قرار است تا كمتر از 2 دهه ديگر پاي انسان براي نخستينبار به مريخ باز شود. دانشمندان ناسا در حال حاضر درباره اكتشافات اوليه روي اين سياره مرموز كار نميكنند بلكه به موازات آن شرايط ادامه حيات بر اين سياره را نيز مورد بررسي قرار ميدهند. راهاندازي سيستمهايي كه در آنها از فضاهاي بزرگي به عنوان گلخانه جهت رشد گونههاي مختلف گياهي استفاده ميشود از جمله برنامهريزيهاي اين دانشمندان به شمار ميآيد. البته ماه نيز براي دانشمندان از جذابيت خاصي در اين خصوص برخوردار است اما با توجه به شرايط محيطي بسيار سختي كه براين جرم آسماني حاكم است دانشمندان تمايل بيشتري به متمركز كردن برنامههاي خود روي مريخ دارند. مريخ همواره براي دانشمندان از جذابيتهاي خاصي برخوردار بوده است. دورههاي شبانه روزي اين سياره گرچه قابل قياس با زمين نيست اما محيط آن شباهتهاي زيادي با سياره مادر دارد و همين شباهت هاست كه دانشمندان را به فكر انداخته تا در ادامه اكتشافات در اين سياره به فكر كشت گونههاي مختلف گياهي در آن باشند.
البته اين پروژه محققان براي راهاندازي محيط گلخانهاي در مريخ هنوز در مراحل ابتدايي خود قرار دارد و پيشبيني ميشود در يك دهه آينده طرحهاي اوليه آن رونمايي شود.
فاطمه پورمزرعه

در حقيقت براي تقسيم سطح زمين به مناطق جغرافيايي با داشتن ساعت زماني يكسان از مدار نصفالنهار يا مدارهاي طولي كه به موازات آن رسم ميشوند، استفاده ميكنيم و براساس موقعيت اين مناطق ساعتي را به عنوان مبدا زماني براي آنها در نظر ميگيريم. به اين ترتيب وقتي در جهت شرق به منطقهاي ديگر سفر ميكنيم با عبور از هر منطقه جغرافيايي كه از آن به عنوان Time zone نام برده ميشود يك ساعت به زمان افزوده خواهد شد و اين در حالي است كه وقتي در جهت غرب سفر ميكنيم به عكس با عبور از هر Time zone يك ساعت زمان به عقب كشيده خواهد شد. روز و شب، تغيير فصول، به پايان رسيدن سال و آغاز سال جديد همه و همه نتيجه و پيامد حركت زمين به دور محور خودش و همچنين حركت آن در مداري به دور خورشيد هستند كه در حقيقت ميتوان از آنها به عنوان مهمترين تغييرات زمين نام برد. زمين در مدار بيضي شكلي در حركت است كه خورشيد در مركز آن واقع شده و از اين رو فاصله زمين نسبت به خورشيد با عبور از قسمتهاي مختلف اين مدار كه حدود يك سال به طول ميانجامد به صورت تدريجي تغيير ميكند و همين موضوع موجب تغييرات فصلي ميشود. گردش زمين به دور محور خودش 23 ساعت و 56 دقيقه به طول ميانجامد كه ما آن را به صورت تغييرات روز و شب احساس ميكنيم و اين در حالي است كه گردش زمين به دور خورشيد كه معادل يك سال است 365 روز و 5 ساعت و 57 دقيقه به طول خواهد انجاميد. اگرچه روزها و ماهها در طول يك سال از طريق تقويم و ساعت قابل تقسيمبندي هستند، اما حقيقت اين است كه اندازه اين واحدهاي زماني در محدوده اختيارات ما انسانها نبوده و از فرهنگ حاكم بر جوامع مختلف نيز تاثيرپذير نخواهد بود. اين واحدهاي زماني كه همه ما در زندگي روزمره خود با آنها سر و كار داريم برگرفته از تغييرات طبيعي موقعيت زمين نسبت به خورشيد است.
روز 20 يا 21 مارس در نيمكره شمالي مصادف با اعتدال بهاري و در نيمكره جنوبي مصادف با اعتدال پاييزي است. در اين روز خورشيد به طور مستقيم در نقطه مقابل استوا قرار ميگيرد و طول شب و روز باهم برابر است. روز 20 يا 21 ژوئن نيز در نيمكره شمالي مصادف با انقلاب تابستاني و در نيمكره جنوبي مصادف با انقلاب زمستاني است. چنين تغييراتي ناشي از انحراف محور زمين است و به اين ترتيب در تابستان طول روز و ارتفاع خورشيد به بيشترين مقدار ممكن و در زمستان به كمترين مقدار ممكن ميرسند. در روز 21 يا 22 سپتامبر كه در نيمكره شمالي مصادف با اعتدال پاييزي و در نيمكره جنوبي مصادف با اعتدال بهاري است نيز طول روز و شب باهم برابر بوده و خورشيد باز هم به طور مستقيم در مقابل استوا قرار ميگيرد و بالاخره روز 21 تا 22 سپتامبر در نيمكره شمالي مصادف با انقلاب زمستاني و در نيمكره جنوبي مصادف با انقلاب تابستاني است و به اين ترتيب گردش زمين به دور خورشيد كه معادل يك سال است به پايان خواهد رسيد.
مريم وكيلي
منبع: britanica


اما ماجراي اين ادعاي تاملبرانگيز و توصيف تكاندهنده دانشمندان از چهره غيرقابل تشخيص زمين در آينده نهچندان دور از اين قرار است كه براساس پيشبيني دانشمندان نياز ما به توليد غذا طي 40 سال آينده به اندازهاي خواهد بود كه در 8 هزار سال گذشته داشته و مصرف كردهايم؛ با اين اوصاف و تنها با مقايسه وضعيت موجود و گذشته و حساب و كتابي نسبتا ساده از شرايط و مقتضيات آينده و آنچه انتظار ما را در سايه سنگين اقدامات انساني بر پيكر زمين خواهد كشيد، به فراست ميتوان دريافت تا چند دهه آينده ديگر نام و نشان آشنايي از زميني كه هزاران سال با چهره و مختصات آن مانوس و همجوار بودهايم خبري نخواهد بود و سيارهاي كه صفت سبز را به دنبال خود يدك ميكشد چهبسا با عنوان چهره مجهول و نامعلوم از آن ياد شود.

گرچه نميتوانيم از هماكنون تصور كاملا روشني از آن دوران داشته باشيم اما يك چيز كاملا روشن است و آن اينكه شهرهايي كه در 100سال آينده پذيراي مردم جهان خواهند بود بهواسطه پيشرفت خيرهكننده طيف گستردهاي از فناوريهاي نوين و همچنين فناوريهايي كه شايد هنوز هم خواب آنها ديده نشده است بسيار متفاوت از دوران فعلي خواهد بود.

به گزارش مهر، شايد شنيده باشيد که گفته مي شود يک عکس مي تواند برابر هزار کلمه باشد، تلسکوپ کپلر ناسا در اين زمينه رکورد شکني کرده است زيرا عکسي متشکل از هزار و 235 مفهوم سياره اي را منتشر کرده است. اين تصوير از آرشيو تصاويري ترکيب و تهيه شده است که تا کنون کپلر از سياره هاي بيگانه به ثبت رسانده است.